قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2440
تاريخ الفي ( فارسى )
نمىشد . آخر الأمر ، به مقتضاى اخر الدّواء الكىّ دست به تيغ برآورده از هردو طايفه جمعى را به قتل رسانيدند تا آنكه آن فتنه و غوغا تسكين يافت . عدد مقتولات هردو طايفه به بيست نفر كشيده بود . و ابن جوزى در المنتظم خود آورده كه در ماه ربيع الاوّل اين سال در جانب غربى بغداد بر دو محلّه آنچنان صاعقه افتاد كه بعضى خانهها را بسوخت ؛ خصوصا مسجدى كه در آن محلّه بود سقف او بالكلّيه به آن صاعقه معدوم گشت . و در نوزدهم شهر شوّال اين سال ، خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، را پسرى شد كه نامش « احمد » نهادند و كنيتش « ابو العباس » و لقبش المستظهر باللّه . و در روز يكشنبه بيست و ششم اين ماه باز خليفه ، المقتدى بامر اللّه ، را پسرى ديگر شد كه او را « ابو محمّد هرون » گفتندى . و در اين سال ، ايالت ولايت شام را به تاج الدّوله أرسلان ارزانى داشتند . و در اين سال ، وزير ابن جهير ، منبرى بس عظيم راست كرده به مكّه فرستاد كه خطبه بر آن منبر مىخوانده باشند . اتّفاقا ، پيش از آنكه آن منبر به حرم كعبه رسد خطبهء عباسيّه را از آن بلدهء طيّبه قطع نموده خطبهء خلفاى علويهء فاطميّه خوانده بودند . بنابراين ، چون اين منبر به آنجا رسيد ، عوام هجوم آورده آن منبر را بسوختند . و از اكابر محدّثين احمد بن محمّد بن يعقوب بن احمد ابو بكر البزاز « 1 » كه صاحب مسند است و آخركسى است كه از ابو الحسن بن شمعون روايت حديث مىكرد ، در اين سال وفات يافت . وى در ميانهء اهل حديث ، ثقه و صدوق است و اكثر اوقات او به عبادت حقّ ، سبحانه و تعالى ، صرف مىشد . و ديگر از اكابر اهل حديث ، كه در اين سال ، به سفر آخرت رفتهاند ، احمد بن عبد الملك بن علىّ بن احمد اببو صالح المحدّث النيشابورى بود . وى را در حديث كتابى است مشتمل بر هزار حديث كه از شيخ روايت نموده . و هم در اين سال ، ابن منذه عبد الرّحمن بن مندة بن اسحاق ابو القاسم بن عبد اللّه وفات يافت . او حديث را نزد والد خود و ابن مردويه « 2 » گذرانيده بود و بعد از آن بر مشايخ كبار در بلاد و امصار . قال مسعر بن « 3 » محمّد الاركانى كان « 4 » إبن مندة كثير الامر بالمعروف و النهى عن المنكر لا يخاف فى اللّه لومة لائم حفظ الاسلام به و بعبد اللّه الانصارى الهروىّ . يعنى : ابن منده در ميانهء علما ، بيشتر بر امر معروف و نهى منكر اقدام مىنمود و در امور
--> ( 1 ) . الكامل : احمد بن محمّد بن محمّد بن احمد بن عبد اللّه بن نقور ابو الحسين بزّاز . ( 2 ) . ق : ابن مرويه . ( 3 ) . ق : مسعود . ( 4 ) . مسعر بن محمّد اركانى گفت . - و .